کمی شجاع باش

اسلحه بر گلوی

سهم من توهین و بوی تهدید

سهم تو، زور و قدرت

چرا به یاد نمی آورم آنچه که شایسته ام بود؟

فشار، فشار ، فشار

سکوت ، سکوت ، سکوت

پوزخند کریهی بر لبانت

خشم سنگینی در نگاهم

ماشه را می کشی

انگار زنده ام

تو جرأت شلیک نداشتی

9 دیدگاه »

  1. mohsen parizad - fanous khon گفت,

    مارس 26, 2008 @ 9:14 ق.ظ

    salam v dorod tavahosh in jama`at v kari ke mikonand hame neshan az tarse be ghol yeki az dostan gorbe vaghti az hamishe vahshi tar darande tar v shayad shoja tar be nazar mirese ke bish az hamishe tarside bashe
    agar che dir ama sale no ra be shoma tabrik migoyam ba omid sali behtar
    agar che midonam ke nemitunam be jaye to basham v dar barabar in arezo labkhandi az sare … begzarim payande v ostvar bashi khorsandam ke hamchenan minevisi

  2. edi گفت,

    مارس 26, 2008 @ 1:12 ب.ظ

    چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم

  3. کورش گفت,

    مارس 29, 2008 @ 2:55 ب.ظ

    سرانجام به این جهاد اکبر توفیق یافتم. البته از تو کافی نت!پس با کمی تاخیر نوروزت مبارک و به امید سالی خالی از بند و تبعید و تعلیق

  4. اميرحسين گفت,

    مارس 30, 2008 @ 10:46 ق.ظ

    پوتين براي سربازان جديد
    دستبند ده عدد
    پول آب را بايد بدهيم
    پول برق جدا
    اتاق بازجويي نم كشيده
    پول گاز را بايد بدهيم
    و ديگر هيچ….
    (شعر از مهران مديري)
    شوخي كردم ها! شعرت عالي بود.

  5. شایان گفت,

    مارس 30, 2008 @ 1:58 ب.ظ

    سلام
    2708 سالگی ات را تبریک می گم
    سید علی صالحی هستن دیگه
    این دانشکده به قول دوستان چایی 50 تومانی را به این ساده گی ها تنها نذار
    ما از چایی کمتر که نیستیم

  6. hosna گفت,

    مارس 30, 2008 @ 3:50 ب.ظ

    salam dooste khoobam
    sale noye shoma ham mobaralk…
    miboosamet

  7. صدای.. گفت,

    آوریل 2, 2008 @ 4:18 ق.ظ

    سلام…گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد….گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند….ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان…که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد…اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده….

  8. داریوش گفت,

    آوریل 6, 2008 @ 12:12 ب.ظ

    parspeyk.blogfa.com
    درودبر شما مهربان
    درودبر شما که از دردهای میهنمان ایران مینویسید
    به شما لینک دادم
    به امید ازادی

  9. mitra گفت,

    آوریل 7, 2008 @ 1:25 ب.ظ

    سلام! :)
    اول توی 360 پیدات کردم…حالا هم اینجا…
    3 سال ممنوع الورود بودن کافی بود تا با خوندن نوشته ی قبلی ات کلی اشک بریزم.
    مراقب خودت باش :)

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید