کلنگی ست ایران ، غیرقابل سکونت
حکم امیر یعقوبعلی اومد ، 1 سال حبس تعزیری!
گوشی تلفن را قطع کردم ، 5 دقیقه در شوک . بعد شماره امیر را گرفتم ، بنابر قرار قبلی . حرف ها را زدیم، راستی حکمم اومد عسل. شنیدم
به خودش به راحتی گفتم که حکمت را شنیدم ، اما سخت شنیدم، خیلی سخت . امیر جوان 21 ساله ای که به جامعه نگاه می کند ، و آن را تاب نمی آورد . او خوش فکر است اما دادگاه و قاضی های کذایی به خوش فکر بودن او کاری ندارند یعنی قدرت تشخیص خوش فکری را ندارند، برای آنها همین که امیر یعقوبعلی فکر کند ،مرتکب جرم شده اما گناه او فکر کردن به برابری ست ؛ برابری قانون برای من و همجنس هایم با او ؛ حکومت تاب نمی آورد که جوانی در این جامعه مردسالار با این حکومت مردانه ، به برابری زن و مرد بیندیشد . ما سالهاست که تحمل کرده ایم ، شاید که سالهای دیگری را هم تحمل کنیم اما دولت جمهوری اسلامی که در قدرت کذبش غوطه می خورد کم صبر و تحمل است و غیر از خودش را تعلیق از زندگی می کند . این دیگر نماد دیکتاتوری نیست ، او خود دیکتاتوری ست
امیر عزیز ، به اندازه تک تک روزهایی که تو در ندامتگاه آنها باشی برای رسیدن به هدف مشترکمان تلاش می کنم ، و ثابت می شود به آنها که با زندانی کردن یک فرد یک جریان از بین نمی رود اگرچه اطمینان دارم که تو هم حتی در شکنجه گاه آنها که نام ندامتگاه را رویش گذاشته اند لحظه ای از هدف ستودنی ات ، نادم نمی شوی
پ.ن : کاش اینقدر ضعیف نبودم و در لحظات سخت می توانستم بر خودم کنترل یابم اما تمام اتاق دارد می چرخد ، وگرنه امیر یعقوبعلی ، مطلبی که برای تو نوشته شود به این زودی ها تمام نمی شود


