کویر

تجربه سفرهای خوب در تنهایی و آرامش را زیاد داشتم ، اما کویری که 3 روز از زندگی ام را آنجا گذراندم متفاوت بود از آنچه دیده بودم ، متفاوت بود از رؤیاهایم ، متفاوت بود از زندگی پر هیاهویی که دست و پنجه نرم کردن با آن خسته ام می کند. سکوت کویر ، صدای باد که زیباترین موسیقی بود که تا کنون شنیده ام ، شنهای گرم ، حیوانات وحشی و اهلی ، نخلهای سوخته ، خانه های کاهگلی ، دریاچه نمک ، آسمان زیبا ، تپه های شنی که از هزاران بالش نرم تر و مهربان تر بود ، مردم مهربان و خوش قلب ، همه و همه موجب شد که دل کندن از آن سرزمین برایم زجر باشد ، موجب شد که کوله ای ببندم و به آنجا روم و شاید که بازنگردم. میهمان سرایی که از هر خانه ای ، گرمتر و میزبانانی که از هزاران پدر و مادری مهربان تر و دلسوزتر بودند. سگهایی که از هزار آدم عاطفی تر، سازهایی که مرا وادار کرد بعد از سالیان زیادی دف را دوباره بقل کنم و با هر ضربه ای به آن به رؤیا یک قدم نزدیکتر شوم ، لذت بردن از اینکه مازیار عزیز ، در دل کویر ، جایی که مردمانش در فقر به سر می برند تعداد زیادی شفل به وجود آورده با ساختن آن میهمان سرا ، آمدن توریست به آن منطقه ، عده ای در میهمان سرا کار می کنند ، عده ای تاکسی هستند و حمل و نقل توریست ها بر عهده شان است ، عده ای گوشت و مرغ این مسافرین را تأمین می کنند ، حتی افرادی که شتر دارند مسافرین را سوار شترها می کنند و از این طریق درآمدی کسب می کنند ؛ برایم مازیار و فکرش که خانه اجدادی اش را تبدیل به میهمان سرایی کرده که از هتل های مجهز بهتر و بیشر به دل می نشیند ، ارزش دارد . برایم مازیار که عشق به کویر دارد و به همراه خانواده اش زندگی شهری را رها کرده و خودش را وقف منطقه خشک و گرم کویر کرده جالب و ستودنی ست . دلم برای مادر مازیار که همه را فرزندان خود می دانست و محبت های بی دریغ و صادقانه اش تنگ شده ، محبتی که تجربه اش را نداشتم یا شاید اینقدر مربوط به زمانهای دور بوده که فراموشش کرده بودم
“بیش از اینها ، آه ، آری ، بیش از اینها می توان خاموش ماند” ، در کویر بیش از همیشه سکوت داشتم ، سکوت با آرامش . ساعتهای طولانی به دود سیگاری ، به فنجانی ، به گل قالی ، به دیوار های کاهگلی خیره بودم و گذر زمان را نمی فهمیدم ، این زمان لعنتی که الان دقیقه هاش سخت می گذره.
آنجا هیچ چیز نیاز نداشتم جز اینکه این ثانیه ها نگذرد


پگاه گفت,
می 4, 2008 @ 6:25 ب.ظ
كوير يعني آرامش و سكوتي بي پايان… هيچ انتهايي نيست… خوشحالم كه بهت خوش گذشته عزيزم… عكستو خيلي دوست دارم… ژوتمممممممممممم …
bahargol گفت,
می 5, 2008 @ 7:38 ق.ظ
……!
آرمین گفت,
می 6, 2008 @ 7:09 ب.ظ
با سلام عسل جان واقعا بهت تبریک می گم به این وبلاگ قشنگت. من دوست تازه تو هستم امید وارم بتونم برای موفقیت کمکی کنم. تنها بودن و آرامش داشتن خیلی خوبه آرزم می کنم به آرامشی که می خوای برسی من به نوبه خودم تمام سعی و تلاشمو می کنم امیدوارم بقیه دوستان هم این کارو بکنن همه در تلاشیم…………….
آرمین گفت,
می 6, 2008 @ 9:42 ب.ظ
تجربه ی خوبی است، حتما …
به خیر باشه.
اینجا شکلک نداره. متاسفم. آدم مجبور میشه خیلی از احساساتش رو بنویسه. مهم نیست. شما لبخند ببین
ahmas گفت,
می 7, 2008 @ 9:01 ب.ظ
سکوت کویر. آسمان شب کویر. مردمان مهربانش و تن لخت و نرمش همه و همه حکایت از بی نیازی این مکان دارد. بی نیازی اش به هر آنچه که ما به آن نیازمندیم.
مجتبی گفت,
می 15, 2008 @ 2:28 ب.ظ
کویر حتما باید لذت بخش باشه
البته من از کویر به معنای واقعی کلمه از دشت کویر ایران با ماشین گذشتم ولی هیچ وقت چند ساعتی را یا یک روزی را در کویر نماندم که باید جالب باشد
کاروانسراسنگی از مکان هایی است که مشتاقان به کویر به انجا می روند و مکان مناسبی برای رفتن به کویر است
روزگار خوش
شروین گفت,
می 16, 2008 @ 9:35 ق.ظ
من هم که نزدیک به 100 روز است دور از تهران و در بیرجند (شهری کویری) زندگی میکنم و به روستاهای اطراف آن رفته ام معنای آرامش را درک می کنم . موفق باشی
farzadmoshiri گفت,
می 16, 2008 @ 9:34 ب.ظ
از کودکی ها کوير را می پاييدم،اين يکنواختی ملايم آرامش بخش قهوه اي مدام با تمام رگه هايش گويی اکسيژن و انرژی به سلول سلول تکثير يافته پيکرم گسيل می دارد…گاهی وقت ها غنيمت حضور در لحظه های سرشار آرامش و يکنواختی بصری برای روح خسته از تکثر و شلوغی ازدحام ضرورت می يابد.بهر روی مانا باشی
اميرحسين گفت,
می 19, 2008 @ 3:48 ب.ظ
هبوط در كوير… من هم سه روز رويايي رو اونجا گذروندم.
پيرمرد گفت,
می 19, 2008 @ 6:09 ب.ظ
سلام ، وبلاگ قشنگي داري ، اگه دوست داشتي آدرس بلاگ منو توي ليست لينكهات بنويس و بهم خبر بده تا من هم شما رو اد كنم .
به اميد ايراني آزاد و سراسر مهر
http://www.piirmard.blogfa.com
عابد توانچه را زندانی نکنید گفت,
می 19, 2008 @ 8:24 ب.ظ
گزارش شماره دو کمپین حمایت از عابد توانچه از روز نهم تا بیست و نهم اردی بهشت سال 87
فعالیت های قانونی برای لغو حکم عابد و سایر دانشجویان دربند
با گذشت یک ماه از تاریخ آغاز به کار کمپین حمایت از عابد توانچه برای لغو حکم هشت ماه حبس تعزیری قطعی او بر آن شدیم تا حامیان عابد و پیگیران اخبار مربوط به پرونده ی او را در جریان فعالیت کمپین و رخ دادهای مدت زمان مذکور قرار دهیم ٬ که در ادامه ی گزارش به تفصیل خواهد آمد . نخست شایان ذکر آنکه در تاریخ چهاردهم اردی بهشت سال جاری و در مدت زمان قانونی تعیین شده عابد توانچه درخواست تجدید نظر در حکم صادره از سوی شعبه ی دو دادگاه انقلاب اسلامی استان مرکزی را تقدیم دادگاه انقلاب اسلامی و مسوول قانونی ذی ربط کرد . در این درخواست قید شده است …