آرشیو برای آگوست, 2008

یه بغض شکسته م و یه حنجره فریادم

چند ماه پیش آهنگی گوش دادم به اسم “ما مرد نیستیم” ، خیلی لذت بردم ، از مفهموم شعر و حرفهایش ، از موزیکش ، از جسارت خواننده ؛ اونجایی که میگه “بوی سیلی و شلاق میدی خانوم ، تا کی می خوای به مردا باج بدی خانوم ، مثل وطن شدی همدم ولگردا تقدیر تو دست تواٍ واسه فردا ..بوی زمین سوخته مون و می دی خانوم ، تو هم ار عرش به فرش رسیدی که خانوم ،ما که از مردی مردیم لآقل تو زن باش ، یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش “

 گفتند خواننده اش پسری جوان است به نام: شاهین نجفی.

حالا بعد از چند ماه ، چند آهنگ دیگه شنیدم از همین خواننده که به نظرم شاهکار بود ، بعضی هاش کمتر و بعضی هاش بیشتر..اما در کل کارها قوی ، موزیک بسیار خوب ، ترانه عالی ، صدای خواننده اش قوی و پر از جسارت دوست داشتنی ، و کل موزیک عالی ….

” من واست چی هستم تو این دنیای وحشی ، یه چیز می گم کم بیاری ، زانو بزنی، خم شی…این آدمیت نیست مغزتون تو کمرتونه ، بهتره بچرین ، هرزگی آب و نونتونه…”

و شعری که برای شاملو گفته که فوق العاده ست: “او خم نشد تو اوج و ایستاده مرد .از خورش درگاه ضحاکی نخورد.پدرتو تکثیر یه درد دوباره ای ،پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای ، پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته ، پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته….”

و آهنگ”ما اخر خطیم ” که میگه: “….حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش ، حاجی ما آخر خطیم کو بدترش؟!….حاجی تو می دونی چرا تل و کک و بنگ و شیشه مثل نقل و نبات تو دستمه ،حاجی من می دونم که نسلمون چه جوری داره نابود میشه ، تو دیگه قلع و قمع نکن….اما من گشنمه ، حق هستیم چیه! هنوز سند خونمون گرو  واسه دیه .خر و اینجوری خر نمی کنن شره.هنوز صورتم از سیلی های تو گرمه ، تو که هموطنی چه گلی به سرم زدی!همون چیزایی هم که داشتم ازم گرفتی…..”

آهنگ “زندگی سگی ما” که اینقدر خوبه که نمی تونم قسمتی از ترانه اش را اینجا بنویسم و بهتره به وبلاگ خود شاهین نجفی برید و بخونید.

آهنگ فحش که در قسمتی از اون میگه:” یه کم فحش بده ، فحش ، فحش کشم کن ، تحت تأقیر قرار نگیر دادا گوش نکن ….با این شعر که نمی تونی بری دم ارشاد ، اینترنتی بذار پخش شه خب فحش بده ، شاید مجوز بگیری چون به من فحش دادی ولی بدون  که بازیچه دست اونا شدی ،من با اینا شکرابم و پنهون نکردم ، اونچه فکر می کردم نوشتم و داد زدم ، تو این 3 سال قد 30 سال تاوان دادم ، از هرسگ و ناسگی توهین شنیدم……”

و من مشتاق برای شناختن این فرد جوان … و تلاشم به نتیجه رسید و حال که او را کم و بیش بیشتر شناختم با اطمینان می گویم که شخصیتش هم مانند آهنگ ها و اشعارش دوست داشتنی ست .

وبلاگ شخصی شاهین نجفی( متأسفانه لینک در وطلب وبلاگم مشکل پیدا کرده اما آدرسش را در قسمت دوستان در پیوندهای وبلاگم می تونید ببینید و آهنگ هایش را دانلود کنید)

(2) دیدگاه

همه ما ، محافظ کمپین

من تنها نیستم ، بسیار هستند زنان و مردانی که شب و روزشان را با آرزوی برابری به پایان می رسانند. من در راهم ، تنها نیستم ، من یکی هستم از یک میلیون آدمی که به برابری زن و مرد رأی داده اند ، آن هم در این شرایط خفقان. بسیار هستند کسانی که برای این طرح انسانی ، که در پی هیچ قدرت سیاسی برای هیچ کس نیست ، زندان کشیده اند ، حبس شده اند، احضار شده اند، وثیقه های چند میلیونی گذاشته اند، حکم خورده اند ، در انتظار دادگاه هستند و ….! و آنها هر کدام یکی از 1 میلیون نفر هستند. آیا می توانند میلیون نفر را به بند کشند؟ یا می توانند اندیشه میلیون نفر را به سمت ارتجاع و بی عدالتی سوق دهند؟ نه ، به راستی هنوز اینقدر توانا نشده اند ، یا بهتر است بگویم هنوز چوب قدرتشان اینقدر محکم نشده است ، با وجود تمام طرح های کذایی امنیت روانی ، امنیت اجتماعی، و …. که به بهانه اش فقط می خواهند انسانها را نمایشی و از پیش تعیین شده ، آنجور که خودشان می خواهند، کنند.

دو سال گذشت ، دو سال پیش در 5 شهریور کمپین یک میلیون امضا ، متولد شد با خواسته تمام زنان این سرزمین ، با خواسته ی تمام انسانهای این سرزمین ، بر مبنای تجربه تلخ من و مادرانم که در طول تاریخ ما را مورد تجاوز روحی و روانی ، قرار داده و بر ما روا داشته آنچه شایسته هیچ انسانی نبوده است. کمپین آمد ، با حرارت . زنان به گرمی از آن استقبال کردند چون تلخی این تبعیض را چشیده بودند ، در این بین بسیاری سنگ انداختند ، بسیاری از اندیشه ها به مخالفت با آن پرداختند و همواره در برابر این سؤال که چرا مخالفید؟! جوابهایی بود که شنیدنش در این فضا باورنکردنی بود ، اما کمپین از تمام سنگ ها گذشت ، گاهآ سنگ ها را با نیروی انسانی اش خورد کرد و گاهی از ان عبور کرد ؛ حکومت ، فشار بر فعالین این جنبش برابرخواهی را افزود، تا ترس مانع رسیدن به هدف شود ، اما او نیز به هیچ رسید و در مقابل این تعداد انسان مخالف تبعیض علیه زنان ، جز وثیقه که جمع آن برای فعالین جنبش زنان به میلیارد می رسد و بازداشت و حکم زندان و تهدید ، چیزی بدست نیاورد . او مغلوب خواسته جمع شده بود ، و سلاح روزنامه کیهان و اراجیفش هم با مقاومت مردم باطل شد. حرف ها و حدیث ها پشت سر کمپین مانند هر حرکت جمعی دیگر زیاد بود ولی اثرش نیز مانند دیگر حرف های توخالی و پوچ ، هیچ نبود. حال با تمام این فراز و نشیب ها کمپین دو ساله شد ، راه افتاده است و 1 میلیون زن و مرد در اطرافش مواظب هستند که زمین نخورد .

پ.ن 1: شعر طنز آرمین عزیز به مناسبت 2 سالگی کمپین در آفتابگردان عاشق ، که لبخند تلخی را بر لبانم آورد.

 

۱ دیدگاه

برای انسانیت سورنا هاشمی

می خواستم مطلبی بنویسم برای سورنا هاشمی و شجاعتش در راه انسانیت ، اما متأسفانه حالم خیلی مساعد نیست برای پشت کامپیوتر نشستن و ذهنم متمرکز نیست برای نوشتن مطلبی درخور سورنا هاشمی ، فقط می گویم:

در این روزگار که دم زدن از انسانیت شعار شده و آقایان تمام تلاششان را کرده اند تا هیچ کس اطرافش را نبیند ، فضای رعب و وحشت را اینقدر زیاد کرده اند که کسی جرأت دفاع از حق خودش را هم نداشته باشد ، پیدا شدن پسری جوان و انجام کاری شجاعانه که احتمال هر تهدیدی برایش می رفت حتمآ خیلی برایشان سنگین است و نمی توانند او را ببینند که آزادانه زندگی می کند و  تکثیر چنین انسانهایی برایشان غیرقابل تحمل است. مددی ، استاد و کسی که سمت های دیگری هم در دانشگاه زنجان داشته به دختری دانشجو قصد نزدیکی داشته و با درایت آن دختر و کسانی مانند سورنا هاشمی ، نقشه ی شوم مددی ناکام ماند. همواره از اینکه قدرت داشتن شخصی و برجایگاه قدرت بودن ،آدم را مجبور به انجام کاری  کند حالت انزجار به من دست می داد ، در این مورد خاص رفتار مددی کاملآ خشونت جنسی بوده است و سورنا هاشمی عامل بازدارنده اعمال این خشونت ؛ از طرف دیگر ، آقایان که ادعای دین و اسلامشان می شود باید از این عامل بازدارنده استقبال می کردند اما حیف که ادعای آنها فقط در زمانی که نفعشان در آن ادعا باشد کارآمد است ؛ و جدا از این موضوع، توقع داشتن اخلاق از  داعیه داران بی اخلاقی غیر عقلانی است. اما رفتار سورنا هاشمی ، نه مربوط به دین ، نه مربوط به اخلاق ، نه غیرت( که عده ای کوته فکر این حرکت او را به کلمه بی معنی غیرت ربط داده بودند) ، نه سیاست ، نه… ، بلکه فقط دفاع از انسانیت و آزادگی بوده است. مسلمآ چون همه چیز برعکس است ، اینکه سورنا الان در زندان است و به عنوان متهم در زندانهای جمهوری اسلامی است ، خود دلیلی بر بی گناهی اوست ؛ چون مددی خاطی ، اکنون آزاد است و شاید دامی برای انسانی دیگر درست کرده باشد.

به امید  آزادی هر چه زودتر او ، به امید آزادی تمام زندانیان بی گناه

(8) دیدگاه

قانونگذاران بخوانید

- سلام ، منو میشناسی؟
- سلام ، نه ، شما؟
-خیلی بی معرفتی ، خیلی ، من … هستم . چرا رفتی عسل؟(گریه)
- وای ، چطوری تو؟ کجایی تو؟ چی بگم؟!! زیاد درگیر بودم این مدت طولانی و مشکلات فراوان.
-چرا رفتی عسل؟(گریه) ، من شماره تو رو نداشتم ، همه خط هایی که شماره اش را ازت داشتم و عوض کرده بودی ؛ من نمی تونستم پیدات کنم . تو که داشتی چرا زنگ نزدی؟ کجا رفتی؟
-شماره های تو پاک شده بود توی گوشیم ، درگیر بودم خیلی. اما به یادت بودم زیاد. ببخش . چرا گریه می کنی؟ حالا که هستم! خوبی خودت؟ …(شوهرت) خوبه؟
- وای عسل! کجا بودی؟ بدبخت شدم . نمی دونی چه بلایی سرم اومده ، تموم شد همه چیز ، … تموم شد ، دارم ازش جدا می شم. (صدای شدید گریه)
-وای ، چرا؟ چی می گی تو؟ چی شده؟
- کجایی عسل؟ باید ببینمت.
1 ساعت بعد
-(گریه شدید) چرا نبودی؟ چرا؟ من خیلی تنها بودم ، خیلی . تو که می دونستی من بدون تو کسی را نداشتم ، اما نبودی که حمایتم کنی ، پیشم باشی ، من 6 ماه بیشتره گرفتار طلاقم اما.. وای عسلم.
-خیلی توی این 2 سال گرفتار بودم ، همش اتفاقات عجیب و غریب . نمی دونم کجا بودم؟ نمی دونم چی شدم! اما الان مهم نیست. تو بگو برام ، تعریف کن.
-ای وای ، چی بگم عسل؟! تموم شد ، همه چیز تموم شد. این 5 سال زندگیمون تموم شد . توی تخت من با یه زن بود عسل ، دیدمشون ، وای! به من بگو چی کار کنم؟ من کسی رو نداشتم این مدت …. کجا بودی تو؟…
فردا صبح
بیمارستان … ، آزمایش بارداری
صبح روز بعد
بیمارستان ، جواب آزمایش منفی
دادگاه خانواده ، میدان ونک :
- وای عسل می بینیش؟ براش اصلآ مهم نیست . من هیچیش نبودم ( گریه)
-چرا عزیزم ، بودی! بودی ! پیش می یاد ، همیشه هست ، خیلی ها تجربه ش رو دارند . ببین همه این آدمها که اینجان ، زن های پیر و جوون ، همه اینها حتمآ هزار خون دل خوردن ؛ تو تنها نیستی ، این موضوع اپیدمیه . کاش مدرک داشتی..
-چه مدرکی؟
- هیچی ، مزخرف گفتم . نهایتش می گفت صیغمه !( ای وای که اگر لایحه حمایت از خانواده تصویب بشه چه بیاید بر سر زنان این سرزمین!!)
داخل اتاق قاضی
…..
(در فاصله ای که او در اتاق بود ، پله ها را پایین و بالا کردم ، آدمها را دیدم ، به چهره ها و دردها و خستگی هایشان نگاه کردم ، به این امید که این پله ها برایم مانند پله های دیگر عادی شود. اما نه ، هنوز هم فضا نفسم را بند می آورد )

بیرون دادگاه

 - بازم طلاق نداد. مهریه ام را می گه نمی ده بجاش طلاق می ده . اما من که هیچ پولی ندارم. خانواده م می گن بساز ، با چی زندگی کنم؟ الان نمی تونم برگردم که… ! با چه پول و امیدی زندگی کنم؟ نه کاری ، نه پولی ، نه حتی مدرک دیپلمی ، وای عسل….
- درست می شه عزیزم .

و افسوس که امید دروغی می دهم ، هیچ چیز بنا نیست درست شود ، تا وقتی که قوانین کاملآ به نفع مردان است ، زنان هیچ حقی ندارند و تبعیض برای زنان روز به روز بیشتر می شود ، تا زمانی که در این نظام مردسالار ، لایحه های جدید تصویب شود تا وضع زنان روز به روز بدتر شود، هیچ چیز درست نمی شود. تا وقتی که طوری رفتار شده و تلقین شده به زنان که اگه مرد نباشد تو بی کسی و این حس بد که همیشه باید اتکا کرد به مردی ، هیچ جیز درست نمی شود.

چگونه می شود به آنکس که می رود اینسان صبور ، ساکت ، سرگردان ، فرمان ایست داد؟

چگونه می شود به مرد گفت که او زنده نیست ،

او هیچ وقت زنده نبوده است…..

(2) دیدگاه

فراخوان

فراخوان “اعتلاف فعالان و گروه های مختلف جنبش زنان“  علیه لایحه “حمایت از خانواده”

برای پیوستن به این ائتلاف و نیز دادن پیشنهادات خود به منظور جلوگیری از تصویب این لایحه می توانید با ایمیل تماس بگیرید. آدرس ایمیل ائتلاف layehe.zedekhanevadeh@gmail.com

متن کامل این فراخوان در تغییر برای برابری

یک نظر بنویسید

سرپیچ

ویژه المپیک ؛ ما مهره نیستیم ، در سرپیچ ( پیش شماره 2)

یک نظر بنویسید

لایحه تبعیض علیه زنان

هفته های پیش ، لایحه حمایت از خانواده در در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس تصویب شد ؛ و یکشنبه یا چهارشنبه این هفته برای تصویب نهایی به صحن علنی مجلس برده می شود.

باید همه ، نهایت تلاش خود را انجام دهیم تا نگذاریم این لایحه ضد زن در دولت مردسالارانه تصویب شود؛ این لایحه هیچ نکته مثبتی ندارد که حتی زنان با طرز فکر سنتی هم بتوانند به آن دل خوش کنند. با صراحت می توان گفت این لایحه مخالف هر حقوق شهروندی ، حقوق انسانی ، حقوق بشر و حقوق زنان است. با تصویب این لایحه ، تمام شرایط برای قانونی کردن خشونت علیه زنان و قدرتمند کردن تبعیض علیه زنان ، فراهم خواهد شد. همواره در طول تاریخ ، یکی از انواع خشونت رایج علیه زنان ، خشونت اقتصادی بود. با تصویب این طرح ، اینبار پول حربه ای می شود حقیر اما قدرتمند در جهت نادیده گرفتن حقوق زنان و اعمال ظلم و ستم بر آنان. با تصویب این طرح ، همه چیز با پول به نفع مردان حل می شود.
برای مثال، حضانت فرزند که همواره به نفع مرد و از حقوق او بوده است و دغدغه بزرگ زنان در هنگام طلاق همیشه حضانت فرزندانشان بوده و گاهآ اهرمی در مقابل زنان است برای خود نادیده گرفتن ظلم و تبعیضی که به آنها روا می دارند ، اگر این حضانت با هزار دلیل محکمه پسند و با سختی به مادر تعلق گیرد ، پدر می تواند به راحتی فرزند را به مادرش که حضانت قانونی بر عهده اوست ندهد و فقط به پرداختن مبلغی به عنوان جریمه محکوم می شود ، این نمونه ، یکی از معضلات این طرح کذایی است در حالی که در قوانین فعلی، چنین پدری به حبس هر چند کوتاه مدت ، محکوم است.
بحث دیگر ، مهریه است. اگر در قوانین فعلی ، مهریه برای عده ای دلگرمی ظاهری است و یا گروهی آن را عامل کوچک بازدارنده ستم بر زنان بدانند ( که خود این پندار قطعی نیست) ، در این لایحه زنانی که مهریه شان بالاتر از حد متعارف است هنگام عقد باید مالیات بدهند ؛ حد متعارف مهریه را دولت تعیین می کند که این نیز خودش جای هزار پرسش دارد . علاوه بر آن ناعدلانه و غیرمنطقی است که بابت مهریه گرفته نشده ، مالیات پرداخت. آینده ، نامعلوم و در ابهام است ولی خانمی که پشتوانه ای برای زندگی مشترکش ندارد باید مالیات بابت یک دلگرمی ثابت نشده بدهد ، و اگر توانایی دادن مالیات را نداشته باشد باید مهریه را فراموش کند.
در قوانین فعلی ، اگر مردی طلاق و ازدواج خود را ثبت نکند ، مجرم شناخته می شود و باید به زندان برود ،حدأکثر یک سال حبس تعزیری . اما در این لایحه ، مجازات ثبت نکردن ازدواج و طلاق به جریمه نقدی تبدیل می شود ، از دو میلیون تا 10 میلیون ، که احتمالآ در دادگاه قابل اغماض نیز خواهد بود.
آیا حقوق زنان را با پول معاوضه می کنند؟
با تصویب این لایحه ، مردان بدون اجازه همسر اول می توانند زن دوم و سوم و چهارم بگیرند، به شرط داشتن تمکن مالی. تشخیص داشتن یا نداشتن تمکن مالی بر عهده چه کسی است؟!
این لایحه علاوه بر اینکه هیچ حق جدیدی به حقوق زنان اضافه نکرده ، به ضرر آنان و ضد زن نیز است. مردان مانند گذشته می توانند چندین زن صیغه ای داشته باشند؛ حق طلاق ، حق خروج از کشور، حضانت فرزند ، حق اشتغال ، حق تحصیل و …. مانند گذشته برای مردان است .
در لایحه ضد زن ، روند طلاق گرفتن برای زنان طولانی تر و با مشکلات بیشتری خواهد بود ، اگرچه سن قانونی ازدواج دختران را تغییر نداده است.
نه به این لایحه ای که زن ایرانی را ” بدون حق تر” از قبل می داند.

۱ دیدگاه

فاجعه کشتنش

دوستی بهم گفت  یعقوب مهرنهاد اعدام شد

در سفر بودم و کمی گیج از اخباری که هر روز با اس ام اس بهم داده می شد ، و از اخبار روزنامه ها ، گفتم کی؟ و گفت ، گوشی و قطع کردم ، و در شوک که این چی می گفت ، تازه شناختم و فهمیدم چه کسی را گفت ، نزدیک بود؟ نزدیک بود . اما اعدام؟ اعدام فاجعه است ، برای او . او هیچ چیز عجیبی نمی خواست ، او کسی بود عین همه ما با دغدغه ها و خواسته هایی تقریبآ مشابه . اما به راحتی او را اعدام کردند ، او در زاهدان فعالیت می کرد ، فعالیتهایی کاملآ بی خبر و داخل مؤسسه خصوصی. او هیچ امنیتی را به خطر نینداخته بود . او هیچ نکرده بود . او بی گناه بود؟ گناه؟ آری ، او بی گناه بود ، بی گناه تر از خیلی ها. بی گناه تر از خیلی آنها . هنوز باورم نمی شه ، خیلی وحشتناک و ترسناک بود و آغاز خیلی چیزهای وحشتناک دیگر… سعی نمی کنم بهش فکر نکنم ، دارم بهش فکر می کنم و اینقدر بهش فکر می کنم تا یه روز این مسایل برام عادی نشه ، همیشه باید ترسید از این جنایات … نمی دونم چی بگم؟ ذهنم آشفته است عین کلامم ، عین این روزها ، عین ایران ، عین ما…. کاش این اتفاق نیفتاده بود ، کاش کاری کرده بودیم ، کاش می تونستیم … حالم از این کاش ها بهم می خوره ؛  او را کشتند ، اعدامش کردند ، الکی الکی کشتنش و هیچ کس هیچ کاری نتونست بکنه ، این واقعیت تلخ و تهوع آوره که نمی شه تغییرش داد ، حتی نمی شه حسرت خورد … وای بر ما که او را کشتند و ساکتیم ، وای بر ما که….

تا به حال از خود پرسیده ای ؟

فاجعه های این زمان

صدای پای یکسانی دارند.

هیچ از خود پرسیده ای؟

مرده ای که بر دار آویخته شده است

فرقی هم ندارد اما

سرخی خونش بر طناب دار هویدا نیست

تا بحال از خود پرسیده ای؟

آن کس که سلام تو را دیگر پاسخ نمی دهد نشانه ی شومی ست

که دل ما را از خون قرمز می کند

هیچ از خود پرسیده ای؟

فاجعه های این زمان

صدای پای یکسانی دارند.

(4) دیدگاه