پارسال در چنین روزی دانشگاه علامه و رهبرانش فرو ریختند . بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه زیر مشت و لگد اعتراض دانشجویانش که حق تحصیل و آموزش که از حقوق ابتدایی و اصلی بشر است از آنها سلب شده بود ، خرد شد . شیشه ها شکست ، در ورودی دانشکده علوم اجتماعی ،عین ذوب شده ها به گوشه ای مچاله شد ، سیدی و شریعتی که تا بحال زور و فحش و دیکتاتوری به دانشجویان هدیه داده بودند، دیدند که اعمال حاوی زور و قدرت کذب و بی اخلاقی هایشان بی نتیجه نماند و برایشان عکس العمل به ارمغان آورد ؛ اگرچه نوع برخورد دانشجویان با آنها بسیار منطقی و مؤدبانه بود و اینست تفاوت دانشجویان با عده ای منت کش حکومت که شایسته شان بود اگر می خواهند رئیس باشند به جای ریاست بر دانشگاه علامه رئیس زورخانه ها می شدند ، البته اگر که در ایران آدم ها سر جایشان بودند . دهقان ، معاون رئیس حراست دانشگاه همانند کودکی که والدینش در صدد عقده ای کردن او بودند در دلش پر از عقده و کینه بود ، اما او هیچگاه مانند هیچ کودکی نبود ، او خودش پیر چماق داران بود . به کار بردن کلمه حماسه را نمی پسندم ، پس 8 آبان ، مبارزه و شجاعت دانشجویان ، همکاری و کنار هم قرار گرفتن دانشجویان دانشگاه های مختلف برای هدفی مشترک ، کنار هم بودن تمام ایدئولوژی ها ، حمایت دانشجویانی که تا بحال در هیچ تجمع و فعالیتی نبودند ، حمایت اساتید ، بازداشت مازیار و چند تن دیگر از دوستان به بهانه این تجمع ، حتی برخورد سنگین دانشگاه و کمیته انظباطی با شرکت کنندگان این تجمع ، همه نشاندهنده عظمت و اهمیت تجمع 8 آبان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است ؛ همه اینها در تاریخ جنبش دانشجویی ایران ثبت خواهد شد. بسیاری از دوستان چند ترم تعلیق خوردند و چند تن دیگر حکم های دیگر گرفتند ، عده ای به بهانه این تعلیق ، سنواتشان یا به دلایل مثلآ آموزشی دیگر اخراج شدند ، می دانم که کسی پشیمان نیست که مقابل مسئولین این دانشگاه و روند ناامید کننده اش ایستاده بوده. شاید که شریعتی ، سیدی ، دهقان ، و دیگر افراد حراستی و کمیته انظباطی علامه سر جایش باشند اما آنها فهمیدند که همواره اعتراض علیه زور ، رفتارها و محدودیتها وجود دارد . اگر باز هم دانشجویان را از تحصیل محروم کنند عده ای دیگر می آیند و برای رسیدن به خواسته هایشان ، تلاش می کنند ، این است خاصیت جنبش دانشجویی ، که فعالینش عوض می شوند اما جنبش پابرجاست ، با وجود عده ای که شاید جدید به دانشگاه وارد شده اند و پر انرژی و پر آرزو و همانند گذشتگانشان شجاع و مصمم هستند . برای دانشگاه چه ماند ؟! ترس و دلهره همیشگی از تکرار چنین تجمعاتی ، بی آبرویی و رسوایی ، ثبت بیشتر نقض حقوق دانشجویان در کارنامه کاریشان و ….
یاد 8 آبان همیشه زنده خواهد بود
پ.ن: ولم کنید ،اصلآ با بوته ی تمشک می خوابم و از رو نمی روم…




رضا قاری زاده گفت
اول از همه ممنونم بابت توضیحات شما راجع به اون پست نوشین و کامنت من و البته حرف من هم همین بود در واقع فکر می کنم این نگاهها هستند که باید شسته شوند نه خاکهای زیر پا اما ترجیح دادم در قالب سوال مطرح کنم تا خودش به حرفم برسه چون اعتقاد دارم اینطوری تاثیرگذار تره .
دوم اینکه من اینجا زیاد اومدم و زیاد خواندم و اگر هم زیاد نظری نگذاشتم نه ناشی از مخالفتم بوده نه موافقتم به بسیاری نقد داشته ام و بسیاری نیز موافق بودم اما چون کمتر پیش میاد که مستقیم و صریح به موضوعی بپردازم زیاد درگیر مسائل نشدم و از این بابت قاعدتاً باید عذرخواهی کنم .
سوم هم اینکه امیدوارم شما در خاک جدید موفق و کامیار باشید و البته خوشحال و خرسند .
در ضمن این تمثیل بوته ی تمشک خیلی جالب بود … حیفم اومد نگم !
commander65 گفت
سلام دوست عزیز خسته نباشید وبلاگه جالبی داری اگه مایل بودید میتونیم با هم همکاری کنیم موفق باشید.www.commander1365.wordpress.com iهستش
پرویز گفت
فعلا شدیم خاطره ساز
خاطره 8 آبان
خاطره 18 تیر
خاطره ……..
مرتضی اصلاحچی گفت
چیزی که در حافظه ما فراوان است این روزها است و حوادث تلخ بعد از آن و خاطرات تلخ تر.