آرشیو برای ژانویه, 2009

این جنگ است

با دقت می خونم ، غزه تنها مانده است از مهرانگیز کار ، و به خودم می یام که آلوده ی این روزهام . این روزها از افه ی غزه غزه اومدن خوشم نمی یاد ، مخصوصآ وقتی که اینجا زندگی می کنی و توی اون شبی که غزه رو هوا بود و آدمها بی پناه ، من هم توی شهری بودم که توی خیابان ها صدای جیغ شادی می اومد برای آغاز 2009 . وقتی که کودکان غزه تکه تکه می شدند ، یا بی خانواده و بی پناه ، اینجا ، توی همین شهر رنگی که من زندگی می کنم چقدر دولت بیشتر خرج کرده  بود تا علاوه بر آتیش بازی ساعت 12 شب برای آغاز سال 2009 ، یک آتیش بازی هم ساعت 9 داشته باشد تا کودکان هم بفهمند که سال نو شده ، آتیش بازی را ببینند و بعد در جای گرم خود بخوابند . و کسی فکر نکرد که گناه آن کودک فلسطینی چیست؟

حالم به هم می خوره از این همه تحلیلهایی که خونده و شنیده می شه ، اینکه اسرائیل مقصر بوده یا فلسطین؟ اینکه چرا آدمهای غیرنظامی هم در غزه کشته می شوند؟ اینکه تروریست کیست؟ اینکه مسلمانان جنایتکارند  یا  یهودیان؟ اینکه دولت کدامشان انسان دوست تر است؟ با این تحلیلها این جنگ لعنتی تمام نمی شه ، با این حرفها این همه آدمی که کشته شدند ، این همه کودکی که با درد مردند یا بی پدر و مادر شدند ، این همه بچه ای که نمی دونند بچگی کردن یعنی چی ، اینها نه خودشون بر می گردند نه اون عوالمی که باید تجربه کنند . من نمی خواهم تحقیق کنم در مورد ” تأثیر تلویزیون بر کودکان ” ، من نمی خوام آلوده ی این زندگی بشم که بوی بی خیالی می ده. من نمی خوام به اسرائیل فحش بدم ، من می خوام به همه دولتها فحش بدم ، به غزه فحش بدم ، به اسرائیل هم فحش بدم . بگم مهم نیست که تو برای خودت دلایل بشردوستانه می یاری ، ادعاها خنده دار می کنی و تو هم به بهانه اسلام به بچه های خودت رحم نمی کنی ، می خوای سرزمینت یا دینت و حفظ کنی؟ تو جنایتکاری که بچه ات را وارد این بازیهای کثیفتون می کنید ! هی اسرائیل تو هم جنایتکاری که می کشی و زور می گی و بعد هم 40 تا اتوبوس می فرستی غزه تا کمک کنه ؟! وای که چقدر این سیاستها کثیفه…از افه غزه غزه اومدن بدم می یاد ، اما این جنگ وحشتناکه عین هر جنگ دیگه ای ، کشته می ده و می کشه و درد و بدبختی و رنج  به دنبال داره و کی باید جوابگوی این ضربه ها به این آدمها باشه؟ سازمان ملل. نه خنده داره . اسلام ، اینجا از فحش بدتره . تحلیل مارکسیستی ، نه اینجا به کار نمی یاد ، یعنی این جنگ را متوقف نمی کنه. لیبرال ها ، نئو لیبرال ها و امثالهم سکوت اختیار کرده و ادامه دهید ، لب گشودن شما احتمالآ نمک پاشیدن به زخم این بیچاره هاست. مسلمانان ، شما که باید ساکت باشید ، لطفآ این وسط از آب گلالود ماهی نگیرید ، عین جمهوری اسلامی که چه شادی عجیبی از این جنگ و کشته شدن آدمها دارد و دوست دارد که اخبارش پرتر شود از کشته شدگان این جنگ . وای بر شما که جنایتکار بزرگترید.

من نمی خوام  اینجا  تحلیلی، نمی خواهم مدافع حقوق کودکان و یا  فریاد حقوق بشر. این نوشته هم نوشتم برای راضی کردن خودم ، حتی من هم به فکر خودم هستم. آن بیچاره ها را نکشید ، نگذارید بکشند ، بشر دوستان با شما هستم.

پ.ن 1:

تف بر دستان مشت شده شما

که پلیسه دامن کثیف دوستانتان  را کش  می آورید

بر شما که در حالی فریاد می زنید

ساعت کار کارگرتان را دقیق می شمارید

اگرچه سوز شهادت را در هوا ها می کنید

سرمای این روزها را می خندید

تف بر شما!

پ.ن 2:

همچنان رایو خاموشی ، شماره سیم ، جدی توصیه می شود.

پ. ن 3:

سایت بامداد خبر ، آغاز به کار کرد . سایتی خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی.

خواندن این دو مطلب برای شروع ضروری ست:

بامداد خبر آمد ؛ آنچه باور داریم ، آنچه می خواهیم

منشور حرفه ای و اخلاقی بامداد خبر

پ. ن 4:

تصمیمات معمولآ سخت و تأثیرگذار بودند همیشه . جند روزی ست تصمیمی بزرگ را به راحتی گرفتم ، و این یعنی زندگی را به بازی دعوت کردم ،این شادم می کنه که به زندگی بگم: زکی ! اینبار ما  پیروزیم با نیروی  صبر و علاقه و با کمک هم.

(14) دیدگاه