این جنگ است

با دقت می خونم ، غزه تنها مانده است از مهرانگیز کار ، و به خودم می یام که آلوده ی این روزهام . این روزها از افه ی غزه غزه اومدن خوشم نمی یاد ، مخصوصآ وقتی که اینجا زندگی می کنی و توی اون شبی که غزه رو هوا بود و آدمها بی پناه ، من هم توی شهری بودم که توی خیابان ها صدای جیغ شادی می اومد برای آغاز 2009 . وقتی که کودکان غزه تکه تکه می شدند ، یا بی خانواده و بی پناه ، اینجا ، توی همین شهر رنگی که من زندگی می کنم چقدر دولت بیشتر خرج کرده  بود تا علاوه بر آتیش بازی ساعت 12 شب برای آغاز سال 2009 ، یک آتیش بازی هم ساعت 9 داشته باشد تا کودکان هم بفهمند که سال نو شده ، آتیش بازی را ببینند و بعد در جای گرم خود بخوابند . و کسی فکر نکرد که گناه آن کودک فلسطینی چیست؟

حالم به هم می خوره از این همه تحلیلهایی که خونده و شنیده می شه ، اینکه اسرائیل مقصر بوده یا فلسطین؟ اینکه چرا آدمهای غیرنظامی هم در غزه کشته می شوند؟ اینکه تروریست کیست؟ اینکه مسلمانان جنایتکارند  یا  یهودیان؟ اینکه دولت کدامشان انسان دوست تر است؟ با این تحلیلها این جنگ لعنتی تمام نمی شه ، با این حرفها این همه آدمی که کشته شدند ، این همه کودکی که با درد مردند یا بی پدر و مادر شدند ، این همه بچه ای که نمی دونند بچگی کردن یعنی چی ، اینها نه خودشون بر می گردند نه اون عوالمی که باید تجربه کنند . من نمی خواهم تحقیق کنم در مورد ” تأثیر تلویزیون بر کودکان ” ، من نمی خوام آلوده ی این زندگی بشم که بوی بی خیالی می ده. من نمی خوام به اسرائیل فحش بدم ، من می خوام به همه دولتها فحش بدم ، به غزه فحش بدم ، به اسرائیل هم فحش بدم . بگم مهم نیست که تو برای خودت دلایل بشردوستانه می یاری ، ادعاها خنده دار می کنی و تو هم به بهانه اسلام به بچه های خودت رحم نمی کنی ، می خوای سرزمینت یا دینت و حفظ کنی؟ تو جنایتکاری که بچه ات را وارد این بازیهای کثیفتون می کنید ! هی اسرائیل تو هم جنایتکاری که می کشی و زور می گی و بعد هم 40 تا اتوبوس می فرستی غزه تا کمک کنه ؟! وای که چقدر این سیاستها کثیفه…از افه غزه غزه اومدن بدم می یاد ، اما این جنگ وحشتناکه عین هر جنگ دیگه ای ، کشته می ده و می کشه و درد و بدبختی و رنج  به دنبال داره و کی باید جوابگوی این ضربه ها به این آدمها باشه؟ سازمان ملل. نه خنده داره . اسلام ، اینجا از فحش بدتره . تحلیل مارکسیستی ، نه اینجا به کار نمی یاد ، یعنی این جنگ را متوقف نمی کنه. لیبرال ها ، نئو لیبرال ها و امثالهم سکوت اختیار کرده و ادامه دهید ، لب گشودن شما احتمالآ نمک پاشیدن به زخم این بیچاره هاست. مسلمانان ، شما که باید ساکت باشید ، لطفآ این وسط از آب گلالود ماهی نگیرید ، عین جمهوری اسلامی که چه شادی عجیبی از این جنگ و کشته شدن آدمها دارد و دوست دارد که اخبارش پرتر شود از کشته شدگان این جنگ . وای بر شما که جنایتکار بزرگترید.

من نمی خوام  اینجا  تحلیلی، نمی خواهم مدافع حقوق کودکان و یا  فریاد حقوق بشر. این نوشته هم نوشتم برای راضی کردن خودم ، حتی من هم به فکر خودم هستم. آن بیچاره ها را نکشید ، نگذارید بکشند ، بشر دوستان با شما هستم.

پ.ن 1:

تف بر دستان مشت شده شما

که پلیسه دامن کثیف دوستانتان  را کش  می آورید

بر شما که در حالی فریاد می زنید

ساعت کار کارگرتان را دقیق می شمارید

اگرچه سوز شهادت را در هوا ها می کنید

سرمای این روزها را می خندید

تف بر شما!

پ.ن 2:

همچنان رایو خاموشی ، شماره سیم ، جدی توصیه می شود.

پ. ن 3:

سایت بامداد خبر ، آغاز به کار کرد . سایتی خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی.

خواندن این دو مطلب برای شروع ضروری ست:

بامداد خبر آمد ؛ آنچه باور داریم ، آنچه می خواهیم

منشور حرفه ای و اخلاقی بامداد خبر

پ. ن 4:

تصمیمات معمولآ سخت و تأثیرگذار بودند همیشه . جند روزی ست تصمیمی بزرگ را به راحتی گرفتم ، و این یعنی زندگی را به بازی دعوت کردم ،این شادم می کنه که به زندگی بگم: زکی ! اینبار ما  پیروزیم با نیروی  صبر و علاقه و با کمک هم.

تا کنون 14 نظر داده شده »

  1. ما پیروزیم با نیروی صبر و علاقه و با کمک هم.
    از اين جمله خوشمان آمد

  2. امید گفت

    بلاخره یه نفر پیدا شد که حرف دل ما رو بزنه… خیلی زیبا می نویسید خانم نگاشت ٍ
    امیدوارم موفق باشید

  3. سحر گفت

    چه تكرار بيهوده ايست فريادهايمان وقتي نمايش جان دادن انسانها اينهمه تماشاگر دارد. وقتي كه رو به هر طرف مي كني در پس انساني ترين وا‍ژه ها شادماني مرگ انساني ديگر خودنمايي مي كند. وقتي كه همه جا جنگ است…

  4. barabari گفت

    مثل هميشه فوق العاده
    به منم سر بزن لطفا

  5. به دنبال مقصر گشتن جنگ خيلي ساده هست و پاسخ مشخص هست اما فارغ از اين حرفها مساله ي انساني و در واقع بهتر است بگويم فاجعه ي انساني تكان دهنده بود.
    خيلي خوشحالم كه جنگ تمام شده.

  6. جنگ بر سر مالکیت زمین اونهم با لفافه زبانهای زرگری و مذاهب دستاوردی بهتر از این نمی تواند داشته باشد.بشر دوستانی هم که در توهم صلح کانتی با عنایت به راهکارهای پسامدرن زبانی و …اند جز در مقام روشنفکران ارگانیک دستگاه تبلیغاتی قیمان یکی از دو طرف جنگ نمی توانند تشخصی داشته باشند.بدبختانه امروز وحشت طبیعت ثانوی فرودستان همه عالم شده و تازه دگراندیش ما برایش نسخه می پیچد که تحمل درد ودیعه باریتعالی است.میگوید عدم خشونت…….صلح را دوست دارم و لی از اینکه بعضی با صلح لاس میزنند حالم بهم می آید.نقد بی پروای شما در سکوت و بی خاصیتی اینهمه دین مسئول و آنهمه ایدئولوژی مسدود تامل برانگیز است.باشد که یک بشر دوست را تکانی دهد.

  7. فروزان باد “اسپندارمذگان” ، روز عشق ایرانی

  8. Mike گفت

    Just passing by.Btw, your website have great content!

    _________________________________
    Making Money $150 An Hour

  9. انی گفت

    بسیار با خود فکر می کردم
    روشن فکرانی می دیدم که به شدت وظیفه شرعی خود را مقابله همه جانبه با این حکومت می دانستند!
    نمی دانستم چه باید بگویم، از طرفی طرفدار مذهب و راه شریعتی بودم به شدت هم با این گروه روشن فکر مخالف بودم که اصلا نمی دانستند روشن فکر به چهمعناست
    هم با آن دسته های بالای کشوری که به حق، باطل را گسترش داده اند..

    اکنون که می بینم از میان دختران حداقل کسی با غزه و کشته شدن آن کودکان مخالف است از میان روشن فکران خوشحالم
    البته طبیعی بود
    ااما گاهی روشن فکرانی می دیدم که در مقابل حق و سوال چنین واضحی هم می ایستادند آنان را غرب زده نامیدم

  10. دن سیفون گفت

    ممم می دونی مشکل کجاس؟ اونجایی که به خاطر زوم رسانه ای ذهن ما فقط درباره اونچیزایی که اونها می خوان موضع می گیره یا بهش فک می کنه یا حتی به این این نتیجه می رسه که بی طرف باشه یا نظرش رو اعلام نکنه… بله جنگ غزه محکومه به دلایل بشردوستانه اما آیا خودتو هیچوقت درباره جنگ روسیه و گرجستان چیزی نوشتی؟ عکسهای شهرهای ویرون گرجستان رو دیدی؟ یا درباره چچن؟ یا جنگ ببل های تامیل و دولت سریلانکا؟ یا دارفور و رواندا؟ نه نمی ننوشتی؛ منم ننوشتم… اصلا هم الان سرچ کن ببین چند تا کلمه “غزه” پیدا می کنی چند تا “تامیل”… اینقد که غزه رو دغدغه مون می کنن بقیه رو نمی کنن. این یعنی هدف اصلی این رسانه ها… این به نظر من نشوندهنده ی ریسیسم ما خوارمیانه ای/اروپایی هاست. می دونی که تز ها همیشه از آنتی تزهای رادیکال خودشون برای رسیدن به سنتزی جدید تغذیه می کنن و دست دو طرف در سطحی بالاتر تو یه کاسه است… اما بیچاره اونهایی که اصولا دیده نمی شوند(نه تز اند و نه آنتی تز). اینهایند که از بازی هیچ سهمی ندارند.. خلاصه مهم تر از اینکه در یه اتفاق تو چه موضعی بگیری، اینه که توجهت به اتفاقهایی که می خوان جلب بشه شاید فجایع بزرگتری که اتفاق می افته رو نبینی. یا نهایتا ببینی اما رسما بشکل هایپررئالیه… خلاصه من به این بازی تن نمی دم. وقتی درباره غزه می نویسم که درباره سریلانکاو… هم بنویسم و همونقدر دغدغه ام باشن…

  11. yek soal dashtam گفت

    سلام
    توي خبرنامه خوندم كه سه شنبه هفته گذشته شما دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي در اعتراض به رئيس دانشگاه دست به تريبون آزاد زدين و با پلاكارد و شعار دادن به سمت دفترش رفتين كه بسيج دانشجويي مانع ادامه تجمع و بيان خواسته هاي شما شد و سه تن از دختران دانشجو رو مورد ضرب و شتم قرار داد. ميخواستم ببينم بالاخره نتيجه اش چي شد؟؟
    آيا رئيس دانشگاه قبول كرد كه از خواسته هاي شما تبيعت كند يا نه مثل هميشه كه به خواسته و مشكلات گوش نميدن و بيشتر سركوب رو بالا مي برن, دنبال پلمپ كردن دفتر انجمن اسلامي هستن؟
    ممنون ميشم كه بيشتر من رو در جريان قرار بدين.

  12. محمود گفت

    سلام
    به بلاگ من سري بزن
    خوشحال ميشم

  13. تورج گفت

    عسل جان قصد نوشتن نداری؟

  14. ما/در ایران عزیز
    با هیچ دختر بچه ای
    همکلاسی نبوده ایم
    و پلیسهای زن
    زیاد ندیده ایم

    ***
    چند سالی پیش از این
    در کشور کوچک همسایه
    ـ کشور دوست و برادر ـ
    زنی که چشمان زیبایی داشت
    و هفت تیرش را
    به کمر باریکش بسته بود
    به من فرمان ایست داد
    چند سالی می شود که
    قلبم ایستاد

    ***

    مرد هیز
    از پشت تفنگ
    همه چیز را
    زیر نظر داشت
    لعبتان حور
    غلمانهای جوان
    ما فکر می کردیم
    او هرگز
    تیری در بهشت
    شلیک نمی کند

    ***

    زندگی
    ابتدای مرگ است
    من
    با تو زندگی نخواهم کرد

    ***

    بین 26 تا 34 سالگی ام (ساخت باز/ روایت شخصی)
    هشت سال بیشتر نیست
    بعد از آن رو به پیر سالی خواهم گذاشت

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید